خرید بک لینک

شنبه هفدهم فروردین ماه- امروز تهران باران می بارد. وقتی باران می بارد احساس امنیت می کنم. یادم هست تا چند سال قبل وقتی باران می بارید احساس بدی داشتم. اما چند سالی است با بارش باران احساس آرامش و امنیت می کنم. باران برایم پناهگاهی است مثل چراغ های نئون و ویترین پرنور فروشگاه ها.
دوست دارم خودم را زیر این باران رها کنم و بروم به «دربند». هوای خوب، درخت های سرسبز، آدم های سرزنده... اما رخوتی دردناک مرا سرجایم میخکوب می کند. به یک وجود پرانرژی نیاز دارم که مرا بکند و با خودش ببرد. مرا وادارد که نفسم را در سینه حبس کنم و نترسم تا وقت آزادی فرا برسد.


دوست ندارم از الهام حرف بزنم. حرف های تکراری از یک آدم تکراری. مشکلات تکراری. دوست دارم در این بازگشت دوباره از خودم حرف بزنم و از «او» که جایی در دوردست هاست.

برچسب: یادداشت, نویسنده: آریا مرادیان تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 3:16

صفحه بندی